با قلب ویرانه من چه کردی . . . - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 14:45
تو با قلب ویرانه ی من چه کردیببین عشق دیوانه ی من چه کردیدر ابریشم عادت آسوده بودمتو با بالِ پروانه ی من چه کردیننوشیده از جام چشم تو مستمخمار است میخانه ی من، چه کردی؟مگر لایق تکیه دادن نبودمتو با حسرتِ شانه ی من چه کردی؟مرا خسته کردی و خود خسته رفتیسفر کرده با خانه ی من چه کردی؟جهان من از گریه است
خفه شو... - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 14:45
به بعضیا باس گفت:بیمــــــــــــــار اون سکـــــــوتتم... دمت گــــــــــــــــرم... بیشتر خفــــــــــه شو... برچسبها: سکوت, خفه شو, تنهایی
روزای سخت . . . - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 14:45
روزای سختم که تموم بشه میرم میزنم رو شونه خدا میگم تحمل رو حال کردی مشتی همش گذشت . . . برچسبها: روزای سخت, خدا, تحمل, گذشت, تنهایی [ شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 19:25 ] [ ✿alonegirl✿ ] [ ]
عوض نشدم... - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 14:45
من عوض نشدم فقط خودمو پیدا کردم... :)
یکی دیگه . . . - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 14:45
♂گفتم دستتو بزار رو قرآنبگو تا همیشه با منی دستشو گذاشت رو قرآن با گریه گفت ♀به قرآن عاشق یکی دیگم . . . ب سلامتی صداقتش . . . برچسبها: یکی دیگه, قسم, گریه, عاشقی, تنهایی
سوختن - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 14:45
حال ما را کسی نمیفهمد سال ها سوختیم و دود نداشت . . .
فوبیای از دست دادن - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 14:45
من از بچگی فوبیایِ از دستدادن داشتم...هفتسالم که بود مامانم برام یه کیفِ صورتی خرید عاشقش بودم،اولین شبی که داشتمش تا صبح خواب نیومد به چشمام،هی در کمد رو باز میکردم و نگاه میکردم که سر جاش باشه.بعداً انگار قوی تر شد این فوبیا؛شبا که همه خواب بودن، مینشستم بالای سرِ مامان بابا و زل میزدم به قفسه