خرید بک لینک
سکوت و گذشت... سکوتمان را پایِ نفهمیدنمان نگذارید!بزنید به حسابِ همان چشم پوشی های همیشگی...خیلی وقت است که بدهکارید به این درک+گذشتخاموشی هایمان چه اجباری چه از ناچاری؛ما هم میگذاریم به حسابِ نمک نشناسی تان!ترجیحاً زمانی را هم صَرفِ فکر کردن به کارهایتان کنید،بگردید دنبالِ دلیل برای خودتان یا حداقل برای ما تا تکلیفمان مشخص شود با این خلأ..!نِقابِ بی تفاوتی بر صورتمان گواهِ چیست؟رنجی که می بریم؟یا اظهارِ درماندگی؟هیچکدام...!ما فقط درک درستی از واژه “گذشت”داریم؛ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 19:03

تویِ رابطه
یه متعهدِ واقعی داریم
یه پنهان کارِ زبردست
یادتون باشه
دومی رو با اولی اشتباه نگیرید...

[ شنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۷ ] [ 12:21 ] [ ✿alonegirl✿ ] [ ]

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 21:11

منو از دور ببین،من از نزدیک غمگینم...خنده های من از دور دل میبره و به خندت میندازه،از نزدیک غم تو چشام موقع خندیدن لبخندو رو لبت خشک میکنه...شعرامو از دور بخون،از دور قشنگن از دور به دل میشینن،از نزدیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1397 ساعت: 13:07

دیر گاهی است که اُفتادهام
از خویش به دور!
شاید این عید،
به دیدارِ خودم هم بروم...

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1397 ساعت: 13:07

جنس مخالف یا مکمل؟! یک عمر در گوشمان خواندند جنس مخالف ...اما هیچ گاه نگفتند مخالف یعنی چه؟!آیا واقعا زن و و مرد یعنی مخالف ؟!مخالف نیستیم چون اگر مخالف بودیم هیچ گاه نیازمند وجود یکدیگر نبودیم ...هرگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1397 ساعت: 13:07

همه آدم ها ظرفیت بزرگ شدن را ندارند!
اگر بزرگشان کنیم گم میشوند و
دیگر نه شما را می بینند و نه خودشان را
بیابیم به اندازه آدم ها دست نزنیم...

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1397 ساعت: 13:07

سکوتمان را پایِ نفهمیدنمان نگذارید!بزنید به حسابِ همان چشم پوشی های همیشگی...خیلی وقت است که بدهکارید به این درک+گذشتخاموشی هایمان چه اجباری چه از ناچاری؛ما هم میگذاریم به حسابِ نمک نشناسی تان!ترجیحاًادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1397 ساعت: 13:07

خطرناک ترین خوردنی دنیا

خوردن گول ظاهر آدماس

کم حجم خوش هضم با تاوان سنگین

هرچی مظلوم تر تاوانش سنگین تر

برچسب: نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 10 مرداد 1397 ساعت: 13:07

ناگهان دلت میگیرد

از فاصله بین انچه میخواستی

و انچه هستی . . .

برچسب: اونی,میخواستی, نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 4:12

میترسم یه روز از خواب پاشم و دیگه نداشته باشمت . مثلِ تمامِ اون چیزایی که یه روز از خواب پاشدم و دیگه نداشتمشون . من میترسم . اما تو نمیفهمی . تو حالِ کسی رو که تمامِ زندگیشُ ترسیده نمیفهمی . نمیفهمی رو دورِ تکرارِ یه سری اتفاقِ مزخرف بودن چه حسی داره . حتی نمیفهمی بعضی وقتا چقدر دوستداشتنی به نظر میای ؛ به اندازهٔ تمام چیزای خوبی که یه روز آرزوم بودن . خندههات ، لعنتی! تو حتی نمیفهمی مجنون شدن چه دنیاییِ . که وقتی میخندی دوست دارم زمان و مکان به هم قفل شن که هی نگات کنم و نگات کنم و نگات کنم . شاید نباید هیچکدوم از اینا رو میگفتم . شاید نباید هیچکدوم از اینا رو میدونستی . شاید توام اادامه مطلب

برچسب: آزار,ترین, نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 4:12

این شبای لعنتی انتظار دوری بودزیر پا میذارم این زندگیمو که زوری بود رسم بی وفاییه راهی نمونده بود این تنه داغونمو به آتیش کشونده بود بیخیال غصه ها بیخیال خاطرات همیشه یه روزی هست هیچکسی نمونه پات شاید از دنیا فقط مردنش سهمِ منه یکی با مردنش اینجا دل به دریا میزنه دوباره قصه ی عشق یکی بود یکی نبود انگاری قلبِ شکستم سهم این دنیا نبود دلگیرم از آدما گریه های بی امون به همین دردا قسم دنیا مال ما نبود مرگ این آرزوهام زیر پامو خالی کرد مادرم دنیا اینه روزگار رحمی نکرد دیدی جز نامردی هیچی تو دنیا نیست مادرم دیدی که حتی سایه مم پشتم نیست برچسبها: تنها, تکست, مهراب, دیسلاو, نشدادامه مطلب

برچسب: شبای,لعنتیم, نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 4:12

ما دل به غم تو بسته داریم ای دوست

درد تو به جان خسته داریم ای دوست

گفتی که به دل شکستگان نزدیکیم

ما نیز دل شکسته داریم ای دوست


برچسبها: تنها, دل شکسته, غم

برچسب: شکسته, نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 4:12

به انتظار نبودی ز انتظار چه دانی ؟تو بیقراری دلهای بیقرار ، چه دانی ؟نه عاشقی که بسوزی، نه بیدلی که بسازیتو مست باده نازی ، از این دو کار ، چه دانی ؟هنوز غنچه نشکفته ای به باغ وجودیتو روزگار گلی را که گشته خوار چه دانی ؟تو چون شکوفه خندان و من چو ابر بهارانتو از گریستن ابر نو بهار چه دانی ؟چو روزگار بکام تو لحظه لحظه گذشتهز نامرادی عشاق روزگار چه دانی ؟درون سینه نهانت کنم زدیده مردمتو قدر این صدف ای در شاهوار ، چه دانی ؟تو سربلند غروری و من خمیده قد از غمز بید این چمن ای سرو باوقار چه دانی ؟تو خود عنان کش عقلی و دل بکس نسپاریزمن که نیست ز خود هیچم اختیار ، چه دانی ؟برچسبها: تنهایی, انتظار, عاادامه مطلب

برچسب: رحیممعینیکرمانشاهی, نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 4:12

#دیالوگ

-مودیلیانی: نظرت چیه؟

+ژان: پس چشم هام کجا؟!

-وقتی با اعماق روحت آشنا شم,

چشم هات رو نقاشی میکنم . . .


برچسبها: تنهایی, دیالوگ, چشم

[ پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۶ ] [ 22:54 ] [ ✿alonegirl✿ ] [ ]

برچسب: دیالوگ, نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 4:12

به دریایی در افتادم که پایانش نمیبینم به دردی مبتلا گشتم که درمانش نمیبینم در این دریا یکی در است و ما مشتاق در او ولی کس کو که در جوید که جویانش نمیبینم چه جویم بیش ازین گنجی که سر آن نمیدانم چه پویم بیش ازین راهی که پایانش نمیبینم درین ره کوی مه رویی است خلقی در طلب پویان ولیک این کوی چون یابم که پیشانش نمیبینم به خون جان من جانان ندانم دست آلاید که او بس فارغ است از ما سر آنش نمیبینم دلا بیزار شو از جان اگر جانان همی خواهی که هر کو شمع جان جوید غم جانش نمیبینم برو عطار بیرون آی با جانان به جان بازی که هر کو جان درو بازد پشیمانش نمیبینم برچادامه مطلب

برچسب: عطار, نویسنده: سارا رحمانی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت: 4:12

صفحه بندی